پژوهش حاضر با هدف تبیین ابعاد محتوایی و دلالتی «صحیحۀ عمر بن حنظله» در موضوع نصب عام فقیه و قلمرو اختیارات وی سامان یافته است. مسئله اصلی تحقیق، واکاوی این چالش است که آیا مدلول روایت مذکور، منحصراً بر مقام قضاوت و تحکیم دلالت دارد یا ظرفیت اثبات ولایت سیاسی و زعامت اجرایی را نیز داراست؟ بر این اساس، سوال اصلی پژوهش چنین صورتبندی شده است: «مؤلفههای معناشناختی و قرائن سیاقی در روایت عمر بن حنظله، چگونه بر تفویض توأمان منصب قضاوت و حاکمیت (اجرا) به فقیه دلالت میکنند؟» فرضیه تحقیق بر این پایه استوار است که با وجودِ خصوصیتِ سؤال در اختلافات، عمومِ جوابِ امام (ع) و بهویژه تعبیرِ محوری «جعلته علیکم حاکماً»، بر نصبِ مقامِ ولاییِ فراگیر دلالت دارد که شامل تمام شئون حکومتی است. این تحقیق با روش توصیفی-تحلیلی و با بهرهگیری از تحلیل محتوای متون فقهی و قرائن تاریخی، به بررسی محورهای دلالی روایت پرداخته است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که اولاً، عطفِ «سلطان» بر «قضاة» در متن روایت، نشاندهنده اراده مجموعۀ قدرت (اجرا و قضا) است؛ ثانیاً، واژه «حاکم» در لغت و عرفِ زمانِ صدور، اعم از «قاضی» بوده و با حرف جرّ «علی» ظهور در استیلا و ولایت سیاسی دارد. همچنین، نتایج تحقیق گویای آن است که چالشهایی نظیر «تحدیدِ زمان به عصر حضور» یا «شرط رضایت طرفین»، با تحلیلِ استنادیِ امام (ع) به آیات قرآن و سازوکار ترجیح (افقهیت و اعدلیت)، مرتفع گشته و استمرارِ نصبِ عام فقیه برای اعصار آینده به عنوان جایگزین مشروع نظام طاغوت اثبات میگردد.